تبليغاتX
تا رهایی - ادامه يك گفتگو
 
 

محمد غزنويان دوست عزيزم به نقدهاي من پاسخي دادند كه برايم ايميل شده بود و در ذيل آن مطالبي را در مورد موارد عنوان شده طرح كرده ام . بوجود آمدن فضاي گفتگو بدور از خشونت و تكفير كمترين فايده اين جوابيه ها مي تواند باشد كه امروز كيمياست . با تشكر از محمد عزيز.

علي عظيمي عزيز سلام

نقد شما را به فال نيك مي گيرم.تا يعضي دريابند كه مي شود فارق از توطئه و تشوييش هنوز هم به گفتگو نشست:

1-در رابطه با قتلهاي دگرانديشان در آن ايام بي ترديد نه من و شما كه جناب خاتمي نيز خود ،پس از افشاي اسناد از اين سوي و آن سوي بود كه موضعي  اتخاذ فرمود.موضعي كه بزعم من صرف خالي نبودن عريضه بود.(اسرار ازل را نه تو داني و نه من)

اما اينكه مي فرمائيد بايد آن هزار و اندي نفر زندگي دوباره شان را مديون اين جناب باشند، قدري نااميد كننده است!اين يعني پاك كردن صورت مسئله.وقتي در يك پرونده جنايي غير سياسي نيز يك مقام ارشد انتظامي مي ايد و خطاب به فلان قاتل مي گويد كه فيلم و عكست يافته شده وي براي مدتي هم شده باشد به اولين امامزاده رجوع كرده و عجالتاً آب توبه به سرش مي ريزد و قمه را در صندوق غلاف كرده و مرد طريق مي گردد.حالا اسناد جنايت در يك سازمان امنيتي براي عالم و آدم پخش شده بود و آن سيد خندان با اتكاي به ساعت شماته دار خويش بيچاره خلق را فريفت.من و شما چرا رسم بي انصافي پيشه مي كنيم؟

ب:محمد خاتمي را ‌‌‌[با ‍[ مصدق قياس مي كنيد؟ميان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمين تا آسمان است؟تفاوت بين اين دو همانقدر زياد است كه تفاوت بين چپ و توده.شايد خوشتر ايد اگر از ادبيات شريعتي استفاده كنم:اسلام علوي و اسلام صفوي؟!!!

ج:منهم به آمارها رجوع مي كنم.ولي با تحليلشان در مي يابم كه در زمان خاتمي كه گفتمان چانه زني از بالا مطرح بود آمدند و آن دگرانديشان را زدند ،حاالا كه فشار را لايه هاي پائين دستي تحمل مي كنند و از قضا استعداد مادر زادي هم براي آنارشيزه كردن جنبشهاي اجتماعي دارند ،مي آيند و بنام امنيت ،لمپنها را درو مي كنند.

2-نه آقا!اينقدر ساده انگار نباشيم.مگر نظام در دهه شصت فرصت داد تا خيليها گذشته شان را مورد بازبيني قرار دهند؟مگر باقي مانده هاشان هوز هم در قرنطينه نيستند؟همين ملي مذهبي ها را نگاه كنيد.نيروي چپ كه اصلاً شهروند نيست!چه كساني فرصت اصلاح يافتند.واهل تقيه.اهل مماشات.آنها كه زد و بندي با سيستم داشتند و بعدتر ها سر اختلاف منافع بيرون آمدند و شدند منتقد.اينها كه چيزي را عوض نمي كند.بله مثال سازگارا و منتظري و يزدي و ...بايد جواب تاريخ را بدهند.من كجا گفتم كه انتقام بگيريم؟من اصلاً حرفي از سياست نزدم.من امروز بعنوان فعال اجتماعي خودم را در عمل اجتماعي و ناسياسي گري تعريف مي كنم.اگر چه در نظام بسته عمل غير سياسي خودش عمل سياسي باشد اما مي تواني آنرا بازتعريف كنيم و كاركردش را تغيير دهيم.انتقام را ايالات متحده اي مي گيرد كه نهال حقوق بشر در عراق را با خون صدام آبياري كرد.صدام نبايد به تاريخ پاسخ ميداد؟

3-نظر شما در مورد فرهنگ كار به نظر من و از حيث اقتصاد سياسي جمله اي بي ارزش است كه از نطفه باطل است.حرف شما دوباره بطرز عجيبي پارادوكسيكال است.شما نمي توانيد مدلتان را از اقتصاد آزاد گزينش كنيد و آنوقت بگوئيد حكومت بايد زمينه را مهيا كند.اين جمله به لحاظ منطقي جمله اي متباين و باطل است.فرهنگ كار فرع بر كار است.كار هست كه فرهنگش بوجود مي آيد.فرهنگ از سوي دستگاه نظريه پردازي ايدئولوژي مسلط مي آيد.مويه بر فرهنگ و قدرت بدون لحاظ كردن اقتصاد بمثابه عامل نهايي(گفتم نهايي و از ادبيات ساختارگراهاي ماركسيست بهره بردم كه گوبا عامل بنيادين به مذاقتان خوش نمي آيد.)مويه بر سر گوري است كه مرده اي در آن وجود ندارد.

4-پيش تر هم به شما گفته ام دولت در ايران دولت تحصيلدار است و اساساً موجود ناقص الخلقه ايست كه با كنترل نهادهاي موازي و امنيتي قادر به كور مال كورمال كردن است.

5-من گفتم بازي هگلي شما سخت نگيريد!برخي از نوشتارهاي ما از ناخودآگاه مي آيد.امروز اهل ليبراليسم بطرز رقت باري ،هگل مي خوانند!!!

6-خيلي خواهد گذشت تا دريابيد كه احمدي نژاد خادم فرهنگي است!مي دانيد چرا؟اين فرد همين است كه هست.اما آقايان با تبار روشنفكري از جنس موسوي نه اينكه نقاش اند ،مردم را هم خوب رنگ خواهند كرد.ميرحسين شد اهل اصلاح.شيخ قدرت عليخاني شد اصلاح طلب.چه طنازي است اين تاريخ.تاريخ را دوست دارم!

7-علي عزيز:راهكار تان هم دچار تناقض است!براي تغيير مي خوايد اصلاح كنيد؟!پروتستانتيسم در اروپا حديثي سخت متفاوت با حديث ما دارد دوست عزيز.بر مبناي كدام متن كلامي و فلسفه سياسي و ...جمله احمد فرديد است ديگر:صدر تاريخ ما ذيل تاريخ غرب است.برويد كه ره به تركستان است.البته من مسير انتخابي شما را مي پسندم.چون ناچاريد اينكار را انجام دهيد.ارابه بي رحم و مروت تاريخ بايد بازيگران قدرت را له كند.نه علي جان.من به انقلاب فكر نمي كنم.انقلاب اكنون واژه جالب و دلربائيست براي اپورتونيستهايي كه از چپ هنوز چشمشان به آن مردك ريشوي بي خاصيت كاسترو يا آن پوپوليست منفور چاوز است.براي من اكنون زمان تماشا كردن است.عمل تماشا.شما بگوئيد: انزوا!!!راهكاري ندارم به شما ارائه كنم.اما خودم ترجيح مي دهم به جاي اصلاح طلبي از رهگذر كروبي و موسوي و...و به جاي ميل به اصلح ميلينها از اين خلق ،به يك از خواهرانم تمكين نكردن و به يك از برادرانم گدائي نكردن را تمرين نمايم.كه انسان جهان است.

ولتر:

با آنكه يك كلمه از آنچه را تو مي گويي قبول ندارم.اما تلاش خواهم كرد تا تو آنچه را كه مي خواهي بگويي.

دوستدار شخصيت شما:محمد غزنويان

نقطه نظرات من در مورد جوابيه محمد غزنويان :

1- تا آنجا كه من اطلاع دارم موضوع قبل از كشف  و افشاي قتل هاي زنجيره اي توسط دولت  در جايي طرح نشده بود و ابعاد نيز مشخص نبود مي شد آنرا هم گردن به اصطلاح منافقين و ساير گروهها انداخت كه بودند كساني كه اين راهكار را هم جلوي اقاي خاتمي بگذارند . در ضمن مگر در موارد قبلي كسي زير بار اين اعمال رفت . چه بر سر شاپور بختيار آمد؟ قاسملو چه شد مگر كسي مسئوليت قتل آنها را پذيرفت . اينها هم  مثل آنها ! اگر آنروز مختاري و پوينده را در خفا بقتل رساندند امروز حكم اعدام براي وبلاگ نويسان صادر مي كنند به نظر تو اوضاع بهتر شده يا بدتر؟ من هنوز پاسخ اين سوال را نگرفته ام كه اوضاع فرهنگي در زمان آقاي خاتمي نسبت به دولت قبل از خود يا بعد از خود تفاوتي داشته يا نه؟ و اگر به زعم شما اقتصاد اصل است همين سوال را براي موضوع اقتصادي هم قابل طرح ميدانم.

2- اگر خاتمي و اصلاح طلبان اينگونه كه شما مي گوييد هيچ تغيير نكرده و صرف منافع تقيه كردند . چه نيازي بود به اين همه درگيري و پرداخت هزينه ؟ مگر اصلاح طلبها كم هزينه پرداخت كردند. مگر ترور نشدند مگر زندان نرفتند مگر كتك نخوردند مگر مورد حتاكي و ضرب و شتم قرار نگرفتند اينها همه را به حساب تقيه گذاشتيد ؛ اين جز توهم توطئه چه ميتواند باشد ؟

به راستي اگر امثال سازگارا و منتظري و يزدي و ... جواب تاريخ را ندهند يا بدهند چه تفاوتي به حال ملت ما خواهد كرد؟ آنها كه مرده اند زنده مي شوند يا گرسنه هاي امروز مان سير مي شوند ؟

3- آيا به صرف اينكه كسي از سرمايه گذاري خارجي دفاع كند مدل اقتصاد آزاد را گزينش كرده است؟ محمد عزیز جامعه مدل اقتصادی غریبی دارد ملغمه ای از فقه و سرمایه داری و کمونیسم و ایسم های دیگر اما ایده آل نظام مورد نظر من سوسیال دموکراسی است نه سرمایه داری !  

با همه این اوصاف اینکه در مدل اقتصاد آزاد دولت ها نبايد در اقتصاد دخالت كنند بسيار صحيح ! اما مگر كشور ما بر اساس مدل اقتصاد آزاد اداره مي شود ؟ در كشور ما  سياست هاي اقتصادي دولت بصورت دستوري بوده ، عده اي از انواع رانت ها برخوردارند ، قوانين اقتصادي دست و پا گير است ، بوروكراسي اداري مانع از انعطاف اين سيستم عريض و طويل شده از طرفي سياست هاي خارجي دولت موجب برقراري انواع تحريم ها در كشور شده است . مالكيت بسياري از بنگاههاي اقتصادي و مديريت بسياري بيشتراز آنها در اختيار دولت بوده ودر بسياري از موارد انحصار وجود دارد. چه كسي بايد اين موانع را از پيش پا بر دارد ؟ شما به اين ميگوييد پارادوكس و نقض غرض ؟

4- آيا شما از جمله " من معتقدم سه  ضلع  قدرت – فرهنگ – اقتصاد به يكديگر وابسته هستند و بواسطه بهبود هر يك از آنها نميتوان انتظار اتفاق خاصي را داشت " مويه بر فرهنگ و قدرت بدون لحاظ كردن اقتصاد را برداشت كرده ايد . تمام شكايت من از تقليل مسئله فقط به ضلع اقتصادي آن است و لا غير و شاهد اين مدعايم كشورهايي است كه داراي رفاه اقتصادي بالا و سطح فرهنگي نازلي هستند. ارتباط بين اقتصاد ، فرهنگ و قدرت متقابل بوده و يك سويه نبوده  بتوان علت العلل براي ان تعريف نمود.

در مورد خوانش هگل با شما هم عقيده هستم گرايش براي مطالعه يك موضوع نيز بصورت مد اپيدمي مي شود و هيچ دليل منطقي نمي توان براي آن متصور بود.

5- احمدي نژاد را در قياس با موسوي خادم فرهنگ ناميده ايد به جد به اين معتقديد ؟

6- از عليخاني گفتيد و موسوي صرف نظر از آنكه كدام ها اصلاح طلبند و كدام ها نيستند و بر حسب اقتضائات به اين وادي كشيده شده اند و پی منافع خود . بايد بگويم اگر در ايران انتخاباتي برگزار شود كه يك كانديدايش موسوليني باشد و ديگري هيتلر و من بدانم با انتخاب موسوليني تنها از مرگ يك نفر بيگناه جلوگيري خواهد شد بدون ترديد همان يك راي را تقديمش خواهم كرد چرا كه كشته شدن يك انسان را به معناي كشته شدن همه انسان ها دریافته ام.

۷- محمد عزيز اصلاح يك سيستم ممكن است به تغيير در خروجي هاي آن منتهي شود و اين اظهر من الشمس است. اصلاح در برخي از اركان حاكميت ميتواند منجر به تغيير در برخي از عرصه ها شود اين نيز بديهي تر از آن است كه محل سوال واقع شود .

۸- محمد عزيز شما به يك از برادرانمان گدايي نكردن مي آموزيد و به يك از خواهرانمان عدم تمكين را و سيستم حاكم بر جامعه با يك تصميم بيجا كه با يك تعرفه راي قابليت جلوگيري دارد ۲۰۰ هزار نفر را بيكار ميكند و خود و خانواده شان را در معرض گدايي و هزاران درد بي درمان قرار مي دهد . من به پيشگيري از اين تصميمات مي انديشم كه پيشگيري را بهتر از درمان ميدانم .

 شما از خون هاي به ناحق ريخته شده اول انقلاب ميگوييد و من از وقوع جنگي هراسانم كه ما را نيز چون عراق و افغانستان سال ها درگير برادر كشي كند تازه آنروز بايد اعلم استقلال بدست گيريم و از سلطه و تاراج بيگانه گلايه كنيم . تاريخ اين دبیر گیج و گول و كور دل در قاموس من نه براي سوال و جواب كردن و محكوم كردن اين و آن كه براي عبرت اندوزي است عبرت از آنچه در كنار دستمان رخ مي دهد و فردا روزي در انتظار ما خواهد بود.

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 15:11  توسط علی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM