محمد غزنويان يكي از دوستان عزيز من در مورد مطلب مورخه 16 ارديبهشت نظراتي داشتند كه مهمتر از آني بود كه بخواهم در ذيل آن به پاسخ گفتن بپردازم اين شد كه خود مطلبي شد جدا گانه ...
1- در مورد " در زمان جناب خاتمي هم شاهد بهبود اين فضاي فرهنگي بوديم.هر چه اهل فرهنگ بود شمع آجين شد.يادتان كه هست علي جان.مجيد شريف ،سيرجاني ،پوينده ،مختاري ،احمد تفضلي ،مير علائي و..." بايد خدمت شما عرض كنم شما كشف كرديد كه چه بر سر پوينده و مختاري و سيرجاني آمده يا بنده؟ مگر نه اينكه خاتمي سينه جلو داد و افشا ء كرد اين اتفاقات را و از ادامه آن جلوگيري كرد . مگر نه آنكه در آن ليست تا 3000 نام ممكن بود قرار داشته باشد و شنيده ام در مورد 800 حدود نفر اجرايي شد. آيا به حق نيست كه بگويم آن دو هزار و دويست نفر مديون آقاي خاتمي هستند؟ چرا نميگوييد كه اين قتل ها به دوسال ابتدايي دولت خاتمي ختم شد و امتداد نيافت . براستي در كدام دوره و در كدام كشور سراغ داريد كه دولتي اينگونه انحرافات سازمانهاي امنيتي اش را فاش سازد و بابت آن عذر خواهي كند آن هم در همان برهه زماني نه در چند دهه بعد . اما نه محمد عزيز خاتمي شما با خاتمي ما گويا يكي نيست ! چون چشم هايتان را بر واقعيت بسته ايد و او را سوپاپ اطمينان لقب داديد و از يك سوپاپ اطمينان چنين كاري بر نمي آيد؟ و چقدر آشناست اين تحليل چپ ها ، همانطور كه حزب توده مرحوم دكتر مصدق قهرمان مبارزه با استعمار را بورژوا و وابسته به امپرياليسم كمپرادور معرفي كردند. محمد عزيز متعجبم از اينكه تفاوت فضاي فرهنگي در زمان آقاي خاتمي را با زمانه كنوني احساس نمي كنيد . امروزه براي مقايسه از شاخص ها استفاده مي كنند و من براي اثبات محدود شدن فضا به آمارهاي نهادهاي بين المللي تكيه كرده ام و مقايسه آن ، شما به چه تكيه مي كنيد؟
2- در مورد " در زمان جناب نخست وزير دفاع مقدي البته من و شما يادمان نيست اما سياهه اش را تا روزها هم نمي شود شمرد.ان شاء الله كه ناگفته هاشان را از قرنطينه فرهنگي خارج مي كنند البته ايشان كه در بابل حديثي نقل فرمودند مبني بر اينكه آنزمان كاره اي نبودند...خيلي غم انگيزه!."
بايد خدمتتان عرض كنم مفهوم اصلاحات در همين است در اصلاحات بر خلاف انقلابات سيستم ها متلاشي نمي شوند بلكه از درون اصلاح مي شوند و نسبت اين اصلاح متفاوت است بعضي ها چون گنجي زماني از اين سو و زماني از ان سوي ميفتند و تا زماني كه نيفتاده اند هر چه بگويند نفوذي محسوب ميشوند و كارنامه گذشته شان را جمعي كه خود هرگز هزينه اي نپرداختند به رخ مي كشند و به زعم شما گناهكارمحسوب شده و مستوجب محاكمه و بعد سقوط نشان شقاوت رژيم ! آنچه شما ميخواهيد در انقلابات رخ مي دهد كه متصديان امور را محاكمه كرده و به گيوتين و جوخه اعدام مي سپارند و جامعه را باخون تطهير ميكنند . محمد جان تمام استدلال من براي نوع ديدگاهم جلوگيري از بوجود آمدن همان سياهه است كه با بروز هر انقلاب رخ مي دهد . آيا تفكرات گنجي ، باقي ، عبدي ، حجاريان ، هاشم آقاجري ، آيت اله منتظري و... تغيير نكرده است ؟ براي من همين كافي است . براي من عرصه سياست جايگاه انتقام گيري نيست من تنها به بهبود فضا مي انديشم همين و بس !
3- در مورد" در فرهنگ باز نمي شود مگر آنكه فرجي شده باشد از سوي باب اقتصاد" نروژ و امارات هر دو نفت دارند و هر دو سطح در آمد بالا اما اين كجا و آن كجا؟ شما از نقطه نظر خود اقتصاد را بنيادي مي دانيد و من معتقدم سه ضلع قدرت – فرهنگ – اقتصاد به يكديگر وابسته هستند و بواسطه بهبود هر يك از آنها نميتوان انتظار اتفاق خاصي را داشت . در كشوري كه فرهنگ كار وجود نداشته باشد و حاكميت و وقوانين آن زمينه را براي توليد فراهم نكرده باشند اقتصاد هم شكل نخواهد گرفت. یک کشور نمی تواند با همه دنیا درگیر باشد و انتظار رونق اقتصادی را هم داشته باشد. برای نمونه به مدل چین و اصلاح رویه دولت ان نگاه کنید.
4- در مورد " ب:شما بطور واضح يك اصل مسلم در تحليل سياسي را نقض كرده ايد.اين البته به صبغه ذهني اي برمي گردد كه دچار اينهماني مقولات است.حكومت و دولت دو مقوله مجزا از هم اند.حكومت دلالت بر رژيم سياسي و حقوقي دارد و دولت تنها عامل اجرايي است.اگر شما معتقديد دولت اصلاحات قادر به تغيير شرايط فرهنگي است بنابراين نمي توانيد كاركردش را به حكومت حواله دهيد.مگر اينكه معتقد باشيد اينهمه لعبتكانند..." مراد بنده از حكومت به عنوان يك مجموعه كه دولت ، مجلس قوه قضاييه و ساير اركان را در بر مي گيرد (براي اطمينان از صحت اين موضوع هم مي توانيد به تعريف حكومت در كتاب آموزش دانش سياسي دكتر حسين بشيريه صفحه ۳۰ مراجعه فرمائيد) و چون دولت تنها عامل اجرايي ست طبعاً بخشي از تغيير شرايط فرهنگي در يد اختياراتش خواهد بود.
5- در مورد "-"اما اين بدان معنا نيست كه تغيير رئيس جمهور و قوه مقننه تاثيري در توقف سياست هاي جاري و بهبود فضاي فرهنگي كشور ندارد"بازي هگلي ساده اي كرده ايد براي نفي منجر به استنتاج!" من در مطالبم بازي هگلي ساده يا پيچيده اي نمي بينم . هركدام از قواي سه گانه و از همه مهمتر رهبري نظام در باز شدن فضاي فرهنگي به اندازه خود نقش دارند. مسلماً اگر تمام اين اركان چنين واقعيتي را بپذيرند فضاي فرهنگي مناسب تري را شاهد خواهيم بود و الا تنها در مجموعه هاي تحت نظر دولت اين سياست ها اجرا خواهد شد همچون صدور مجوز چاپ كه توسط وزارت ارشاد صورت ميگيرد يا فيلترينگ سايت ها كه توسط مخابرات انجام مي شود يا آن تغييراتي كه در اختيار وزرات آموزش عالي و فن اوري اطلاعات يا آموزش پرورش ممكن است اتفاق بيفتد.
۶- و در رابطه با "همانگونه كه در سال 84 اين تغييرات منجر به برقراري محدوديت هاي بيشماري در اين زمينه شد مسلماً در صورت پيروزي يك فرد اصلاح طلب شاهد بهبود فضاي فرهنگي كشور خواهيم بود ."بالاخره تغييرات مد نظر شما منجر به محدوديت اند يا ختم به گشايش؟؟؟ آيا واقعاً قلم بنده تا اين اندازه در رساندن مفاهيم قاصر بوده و يا شامل كم لطفي جنابعالي شده؟ تغييرات در قوه مجريه اگر منجر به روي كارآمدن يك رئيس جمهور اصلاح طلب شود منجر به بهبود فضاي فرهنگي شده و اگرنه در صورت عدم حضور مردم و پيروزي آقاي احمدي نژاد محدوديت هاي بيشتري را شاهد خواهيم بود. اين اتفاق در سال ۸۴ هم مي توانست بگونه اي ديگري رقم بخورد آيا بايد يكبار ديگر آزموده را بيازماييم ؟
۷- محمد عزيز راهكار من براي تغيير شرايط كنوني مشخص است : " اصلاحات " براستي راهكار شما براي اين تغييرات چيست؟
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|