نیمه پنهان سهمیه بندی
حکایت شیرینی است , ریس جمهوری که آمده بود تا نفت را بر سر سفره های مردم بیاورد بنزین را هم از باک خودروهای شان دریغ می کند و مجلسی که در سه سال اولیه برسرکارآمدن اش برای خوش آمد توده ملت حتی افزایش پلکانی بهای سوخت را بر نمی تابد ؛ برآن مهر تایید می زند.
مسئله بنزین مسئله امروز و دیروز نیست, از دوران سازندگی و حکومت هاشمی افزایش بهای حامل های انرژی و کاهش مصرف مورد نظر کارشناسان اقتصادی و دولت مردان بوده . در چهارمین برنامه توسعه اقتصادی – اجتماعی نیز تحت عنوان هدفمند کردن یارانه ها بنا بر رساندن نرخ سوخت و سایر اقلام انرژی به نرخ جهانی بود که در دو سال اول برنامه مسکوت ماند. در حقیقت باید ازعان کرد هیچ کدام از دولتها تاکنون شجاعت این باید اقتصادی را نداشتند و از عواقب ان در هراس بودند . چه دولت هاشمی و چه دولت خاتمی !
اما چگونه است که دولتی که مشهور به اعمال سیاستهای پوپولیستی است دست به چنین اقدامی می زند؟ چرا مجلسیانی که درآخرین سال تکیه زدن بر کرسی نمایندگی در شرایطی که بیش از هر چیز باید در جلب رضایت عوام باشد و موجبات انتخاب مجددشان را در 24 اسفند فراهم کنند اینگونه با اصرار بر سهمیه بندی تیشه بر ریشه خود می زنند؟ چرا بر خلاف نظر کلیه کارشناسان نرخ سوخت افزایش نمی یابد بلکه جیره بندی می شود؟ و چرا در حالیکه هر کودکی نیز به ذهنش می رسد بنزین مازاد بر سهمیه تعیین شده تحت هیچ شرایطی و با هیچ بهایی در اختیار متقاضیان قرار نمی گیرد؟ چرا باید دوماه به انتظار نشست تا تکلیف فروش آزاد مشخص شود؟ و هزاران چرای دیگر !
قضیه باید جدی تر از افزایش بی رویه مصرف سوخت و بار مالی یارانه پرداختی باشد واگرنه چه تفاوتی است میان سال 86 با 85 یا 84؟ فروش 60 میلیارد دلاری سالیانه نفت جای نگرانی برای تامین مالی بنزین مورد نیاز برای حفظ شرایط موجود تا 8ماه آینده و برگزاری انتخابات مجلس باقی نمی گذارد !
سال 86 سال آغاز تحریمهاست . تحریمهایی که در موعد های دو ماهه گسترده و گسترده تر می شود . تحریم هایی که در ابتدا در مورد صنایع مرتبط با انرژی هسته ای بود در مراحله بعد صنایع نظامی را هم در برگرفت و بعد به شبکه بانکی و مالی هم تسری پیدا کرد و اینک در پیش نویس قطعنامه جدید ناوگان کشتی رانی و بخش دیگری از حوزه اقتصادی را هدف گرفته است . دور نیست زمانی که سایر مقولات اقتصادی را نیز شامل شود.
اینجاست که پای واردات بنزین نیز به میان می آید . اگر آثار مخرب سایر تحریم ها بر پایه های اقتصادی کشور در بلند مدت و بدون شرو صدا نمایان می شود و خود را در نرخ بالای بیکاری و کاهش تدریجی قدرت خرید مردم نشان می دهد وچراییش برای مردم عادی کمتر اشکار است , اما تحریم بنزین می تواند از این حیث بعنوان پاشنه آشیل نظام به شمار رود کالایی که روزانه با زندگی یکایک مردم در ارتباط مستقیم بوده و کسی را یارای رهایی از گزند آن نیست و این مهم از چشم آمریکا و ائتلافی که در مخالفت با فعالیتهای هسته ای ایران شکل گرفته و به غیر چند کشور محدود تقریبا" تمامی دنیا را نیز با خود همراه کرده پنهان نیست.
سهمیه بندی بنزین تمرینی است برای روز مبادا ! روز مبادایی که چندان دور نخواهد بود. این قطعنامه , قطعنامه بعد یا قطعنامه بعدی در ان دیر یا زود خواهد بود ولی سوخت و سوز نه! از این رو است که باید بنزین را سهمیه بندی کرد و مازاد بر ان را به هیچ قیمتی در اختیار مردم قرار نداد تا هم ذهن مردم را که سالها به مصرف بدون قاعده سوخت عادت کرده اند مهیای روزهای سخت آتی کرد, میزان تحملشان را سنجید و هم امادگی دولت و نیروهای نظامی و انتظامی را در رویارویی با حوادثی از این نوع محک زد.
آری نظام با پیش بینی حرکت اینده طرف مقابل سعی در به حداقل رساندن ضربه پذیری در این مورد کرده و اگاهانه به استقبال آن رفته است . اما این انتهای بازی نخواهد بود.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|